![]() |
![]() |
|
|
میلاد دختر امام و خواهر امام و عمه امام
حضرت فاطمه معصومه(س) را به تمام مسلمانان و مخصوصا به شیعیان تبریک عرض می نمایم. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 4 بعد از ظهر توسط جواد حسنی |
|
|
جبريه و جهميه جبردر لغت معناي اسمي دارد انسان مجبور شود بر كاري كه از آن كار كراهت دارد. فراهيدي ميگويد؛ الجبر: الاسم، وهو أن تجبر إنسانا على ما لا يريد وتكرهه جبرية على كذا1. در صحاح آمده: الجبر؛خلاف القدر. قال أبو عبيد: هو كلام مولد. والجبرية بالتحريك: خلاف القدرية. ويقال أيضا: فيه جبرية، وجبروة وجبروت وجبورة .2 شيح الطريحي مي گويد؛ الجبرية باسكان الباء خلاف القدرية، وفي عرف أهل الكلام يسمون المجبرة والمرجئة لانهم يؤخرون أمر الله ويرتكبون الكبائر المجبرة الذين قالوا ليس لنا صنع ونحن مجبرون يحدث الله لنا الفعل عند3. جاي ديگر مي فرمايند؛ المرجئة هم الفرقة الجبرية الذين يقولون : إن لا فعل له، وإضافة الفعل إليه بمنزلة إضافته إلى المجازات، كجرى النهر ودارت الرحا، وإنما سيمت المجبرة مرجئة لانهم يؤخرون أمر الله ويرتكبون الكبائر4. جبر در اصطلاح علم فرق نيز معروف شده كه به معناي نفي اختيار از انسان وانتساب همه افعال به خداست. شهرستاني وقتي جبريه را بيان مي دارد به دو دسته تقيسم ميكند عدهاي از جبريه براي انسان هيچ قدرت و عملي قايل نيستند، عدهاي ديگر براي انسان قدرت اثبات مي كنندد ولي اين قدرت در فعلش مؤثر واقع نميشود.5 همانطور كه در مبحث قدريه گذشت جبر يكي از اعتقادات است كه قبل از اسلام مطرح بوده و حتي برخي مشركان مكه نيز اعتقاداتي چنيني داشته. اما اينكه جبر چه موقعي بين جامعه اسلامي مطرح شده معلوم نيست اما آنچه مسلم هست يكي از فرقههاي مرجئه معروف به« مرجئه جبريه» شده است6 . ابن قبه ميگويد؛ اولين كسي كه قايل به جبر شده معاويه بود، هنگامي كه معاويه با تطميع وتهديد گروهي از مهاجرين و انصار را به بيعت با يزيد واداركرد، مورد اعتراض ام المومنين عايشه واقع شد. او در پاسخ ام المومنين گفت؛«ان امريزيدمن القضاء7» وديگر حاكمان اموي نيز اين روش معاويه را به كار ميبردند چنانكه ابوعليجبايي گفته است؛ اولين كسي كه از حكام اموي قايل به جبر شده و از اين انديشه طرفداري كرده معاويهبنابيسفيان است، وي همه كارهاي خود را به قضا و قدر الهي مستند ميكرد و به اين وسيله در برابر مخالفان عذر ميخواست پس از وي اين فكر بين دستگاه خلفت اموي رواج يافت8. دكترامين ميگويد؛ نخسيتن كسي كه مساله جبر را مطرح كرد جهم بن صفان است9. البته اين مسلم است اولين كسي كه مساله جبر را مطرح كرده معاويه ميباشد چون مبناي مشروعيتي كه معاويه براي حكومتش ارايه داد قضاو قدر حتمي الهي را ميدانست. ولي جبررا به صورت يك انديشه كلامي جهم بن صفوان طرح كرد كه در تاريخ آمده جهمبنصفوان شاگرد جعدبندرهم«م 124هـ ق» مي باشد. و اين انديشه را از وي گرفته است. جعدبن درهم(128هـ ق) از تابعين شامي ميباشد اما در اهليت او اختلاف است برخي اورا از حدان دانسته اند و برخي ديگر از خراسان و برخي او را از بستگان سويد بن غفله جعفي كوفي ميدانند وبه روايتي وابسته به آل مروان ميباشد. در عقيده بعضي اورا دهري و بعضي معتزلي و بعضي مانوي و عدهاي زنديق دانستهاند10 . در كتب تاريخ و ملل و نحل آمده جهم بن صفوان، انديشههاي كلامي خود را از جعدبندرهم گرفته است و پيروا ن وي را «جهميه» گفته اند:در كارها قايل به جبر و اضطراربوده و همه استطاعت و اختيار را انكار مي كردند 11 . جهم در قيام حارث بن سريج عليه نصربن سيار حاكم خراسان شركت كرد و به دست سلم بن احوري مازني در مرو به قتل رسيد ظاهراَ كشته شدن او به همين جهت بوده نه به دليل آراي مذهبي او . اصول فكري و اعتقادي جهميه 1) ارجاء، به همان ارجاء مرجئه قايل بودند. 2) جبر، انسان بر هيچ چيز قادر نيست و در افعالش مجبور است ، قدرت و اراده و اختيار ندارد همان طوركه خداوند چيزي در جمادات خلق ميكند، افعال را در انسان خلق ميكند نسبت دادن افعال به انسان مجازي است. 3) نفي صفات خداوند، خداوند را نمي توان به صفاتي توصيف كرد كه مخلوقات را مي تواند به آن صفات توصيف كرد مانند حي، عالم، موجود و..خدارا ميتواند به صفاتي توصيف كرد كه مختص به خداست مانند قادر، خالق، فاعل و.. 4) خلق قرآن، كلام خدا حادث است قديم نيست. 5) حدوث علم خدا، علم خدا به امور حادث و مخلوق، حادث است. 6) نفي رؤيت خدا، مطلقا نمي تواند خدا را ديد. 7) فناي بهشت و جهنم، پس از آنكه بهشتيان و دوزخيان در بهشت يا جهنم وارد شدند و پاداش و عذاب ديدند بهشت و جهنم از بين خواهد رفت12. پاوري 1) كتاب العين - الخليل الفراهيدي ج 6 ص 115 2) الصحاح - الجوهري ج 2 ص 608 3) مجمع البحرين - الشيخ الطريحي ج 1 ص 339 : 4) مجمع البحرين - الشيخ الطريحي ج 2 ص 144 : 5) الملل والنحل ج1 ص85 6) الملل والنحل : 1 /139 7) الامامه و السياسه ج1ص158و 161 8) قاضي عبدالجبار، المغني ج8 ص4 به نقل از فرق و مذاهب كلامي علي رباني ص249 9) امين فخرالاسلام ص286 10) فرقه هاي اسلامي در سرزمين شام ص90 11) الفرق بين الفرق ص211 12) همانص222و الملل و النحل ج1ص88 |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 3 بعد از ظهر توسط جواد حسنی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
در مورد گروه های و اندیشه های کلامی که در دنیایی اسلام به وجود آمده و تاثیرات فرهنگی و سیاسی آن اندیشه ها
|
| پیوندهای روزانه |
|
موعود شکبه اطلاع رسانی اهل البیت(ع) مجمع وبلاگ نویسان مهدوی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1385 آبان 1385 شهریور 1385 اردیبهشت 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 |
|
RSS
|